حتما ادامه ی مطلب رو بخونيد، بسيار بسيار جالبه!
ادامه مطلب
از زندگی خسته شده اید؟ تورم بالاست. قیمت ها سر به آسمان کشیده است؟ میتوانید برای تخلیه روانی هم که شده فریاد بزنید و حداقل کمی خودتان را راحت کنید. اما میدانید مشکل چیست؟ این روزها فریاد کشیدن هم سخت شده. اگر در خانه فریاد بزنید که احتمالا به بیرون پرتاب میشوید. اگر هم در بیرون این کار را بکنید... خودتان نتیجه اش را بهتر میدانید.
راه حل چیست؟ استفاده از این ضد فریاد! وقتی که برای خرید گوجه فرنگی به میوه فروشی محله تان مراجعه کردید این را به همراه داشته باشید. به محض دیدن قیمت ها اگر خواستید فریاد بزنید این وسیله را جلوی دهان بگیرید و با تمام وجود فریاد بکشید. این ضد فریاد فریاد شما را به یک زمزمه بسیار ملایم تبدیل میکند. چیزی که اسمش را میگذارن خودسانسوری صوتی.
وسیله مفیدی است. البته برای خریدنش باید زحمت بکشید و تا چین سفر کنید و ضمنا 80 دلار ناقابل هم برایش پرداخت کنید. به نظر من اگر کسی پیدا شود و چنین چیزی را در اینجا با قیمت ارزان بفروشد، حتما فروش خوبی خواهد داشت.
قانون گاو:
گاو سرشو میاندازه پایین و کار خودشو انجام میده، کاری نداره کسی چی میگه! از شاخش هم استفاده نمیکنه، چون بهترین شاخ زنها رفتن توی میدان گاو بازی و نابود شدند.
برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در بیمارستان بری، بهترین راه اینه که راه خودت را بگیری و مستقیم وارد بخش بشی و به کسی هم توجه نکنی، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسی که “الان ساعت ملاقات هست؟” یا اینکه “میتونم برم تو؟” اگر هیچ مشکلی هم وجود نداشته باشه نگهبانه برای اینکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را میگیره. این قانون در جاهایی که قوانین مسخره و دست و پا گیر داره هم کاربرد داره، یعنی خیلی موانع قانونی (یا بهتر بگم سنگ اندازیها) در مرحله آغازین کارها بیشتر جلوه میکنند، وقتی شما بی توجه به همهی آنها کارت را آغاز کردی، اکثر آنها خود به خود کنار میروند یا فراد مجبور می شن خودشونو با شما وفق بدن. در کل این قانون (قضیه) در جوامعی مثل جامعه ایران که فضولی در کار دیگران امری پسندیده (!) محسوب میشود بسیار کاربرد دارد.
قانون سگ:
سگی شما رو دنبال کرده و شما فقط یه قرص نان دارید، اگر کل نان را جلوش بندازید، زود میخوردش و بعدش به شما حمله میکنه، پس بهترین کار اینه که نان را تکه تکه بهش بدین تا زمانی که به جای امنی برسید.
مثلا میدانید که طرح یک پروژه یک ماه طول میکشه، اما اگر به کارفرما بگویید یک ماه، شاکی میشه و فحش میده، شایدم رفت و کار را داد به یکی دیگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحویل میدهید. مثلا هفته اول سایت پلان، به همراه پلان اولیه، هفته دوم پلان نهایی و الا آخر! اینطوری طرف شاکی نمی شه که هیچ، کلی هم ذوق میکنه که تو جریان پیشرفت کار قرار داشته!
حتما ادامه رو ببینید![]()
ادامه مطلب
ردان قبیله ای در پاپوا گینه نو رنج و زحمتی را به جان می خرند که شاید ما اصلا نتوانیم تحمل کنیم. رنجی برای داشتن پوستی مانند پوست کروکدیل!

این مردان در روزی که بیشتر به یک مراسم مذهبی شبیه است بدنشان نیشتر می خورد و بعد با مالیدن یک کرم خاص و خوابیدن در کنار آتش شب را به صبح می رسانند. سپس صبح هنگام با بدن هایی زخم آلود خود را در اب خنک می شورند و برای مراسم بعدی آماده می کنند. به نظر می رسد این ها جزئی از یک مراسم مذهبی است.


تیم نوبل و سو وبستر متولد 1966 و 1967دو انگلیسی هستند که بر روی این هنر جالب کار می کنند. آنها از زباله استفاده می کنند و بر روی اینها به وسیله یک پرژکتور نور می تابانند تا سایه ها بر روی دیوار انداخته شود. جالب است بدانید این زباله ها از سطح خیابانهای لندن جمع آوری می شود.
موسسه معتبری چون ساعتچی به جمع آوری آثار آنان مشغول است. آنها تا به حال در جشنواره های زیادی شرکت کرده و همواره همه را مسحور خود کرده اند. جالب اینجاست که با دیدن زباله ها نمی توانم فهمید که به چه چیزی اشاره دارند و تنها هنگامی که با نورپردازی های خاص سایه را ایجاد کردند می توان پی به ماهیت سایه ها برد. از سال 2000 آنها کار خود را به صورت تجاری هم ارائه می دهند. آنها از دهه 80 تا به الان با هم کار می کنند و در این دو دهه به خوبی به ظرایف کار هم آشنا شده اند.

گروهی معتقدند که زن و مردی که در اکثر کارهای آنان به چشم می خورند طعنه ای به خوشان هستند. کسی چه می داند؟ شاید طنزی تلخ در این کارها وجود دارد. سایه یک انسان لزوما به یک انسان تعلق ندارد!


اگر شما هم يك مدل بسيار پرقدرت «گلف» فولكس واگن داشته باشيد، هنگام سبقت گرفتن از خودروهای بزرگی كه طول زيادی هم دارند، آنها به نظرتان كوتاهتر خواهند آمد.
زبان رسمي بكار برده شده در فنون و حركات اين هنر نو پاي ايراني بجاي كلمات نا مانوس خارجي همگي از واژه هاي زيبا و شيواي پارسي مي باشد كه با مهارت و جذابيت خاصي طراحي شده است از جمله واژه هايي همچون( ياد ، ديس ، كوبش ، شين پا ،رزمسان ، تكرزم ، فنرزم ، درود) كه در هربخش از فنون آن نمايان است و علاوه بر زيبايي زبان داراي معاني فرهنگي و مذهبي مي با شند . همچنين در اين هنر به گونه ي زيبا و موثري از فرهنگ اسلامي و ملي مان بهره گرفته شده كه با مهارت خاصي در فلسفه و وارستگي گفتاري و رفتاري آن گنجانده شده است . فنون اين رشته داراي پيچيدگي و زيبايي خاصي بوده و از جذابيت ويژه اي برخوردار است بگونه اي كه هر فردي در فراگيري و ياد گرفتن آن تلاش مي كند بسيار مورد توجه قرار مي گيرد . فنون در ا ين هنر اصيل ايراني به دو صورت فنون پيوسته و گسسته پايه گذاري گرديده است و فنون پيوسته به تعداد يكصد و چهارده به اندازه ي سوره هاي قرآن مجيد و فنون گسسته به تعداد آيات آن مي باشد . درجه ها و رتبه ها در هنر رزمي كماندو علاوه بر بكار بردن واژه هاي پارسي به اندازه ي سي/30 دوره به تعدادسي/30 جزء قرآن مجيد و دوازده/12 نگين مي باشد همچنين در چهار دوره نيم كمان يك , كمان يك ،نيم كمان دو و كمان دو مدون و تنظيم گرديده است![]()
جالب تر اینکه آخرین رنگ کمربند به رنگ پرچم ایران هستش ( توی همه رشته های رزمی آخرین کمربند سیاه) یعنی سبز و سفید و قرمز. ![]()

بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...
اين ۵ سوال عبارتند از
به چي فکر مي کني؟...
آيا دوستم داري؟...
آيا من چاقم؟...
به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
به چي فکر ميکني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر ميکردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر ميکرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، دربارهش حرف ميزدم!“...
آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاطترند ميتونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا ميکني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نميتونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاقتر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمهات فکر ميکردم!
به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا ميتونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگهاي خوشگله!
ب) نميدونم اينجور موارد رو چطوري ميسنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر ميکردم!
اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير ميبينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفانيتر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو ميپرسي؟ اين سوال منو نگران ميکنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نميکني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج ميکنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج ميکني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي ميکني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم ميکني و عکسهاي اونو به ديوار ميزني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته

ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
بقیه ادامه مطلب
ادامه مطلب
بامزه تراشون رو اينجا براتون مينويســم: (بعضي از قوانين مخصوص به شهري خاص يا ايالتي خاصه...)
فلوريدا:
چتربازي براي زن مجـرد در روزهاي يكشـنبه قــدغن بوده، متخلفين بازداشت، جريمه، و يا زنداني خواهند شد!
اگر فيلي به پاركومــتري قفـل و زنجير شده است، هزينه پاركينگ با هزينه پارك هر اتومبيل ديگر برابر خواهد بود!
ايجاد هرگونه رابطه جنسي با جوجه تيغي ممنوع است!
خارج نمودن باد معـده بعد از ساعـت 6 بعدازظهر روزهاي پنجشنبه پيگرد قانوني دارد!
اسـتحمام در حالت عريان جرم محسوب ميشــود! (از اين به بعد با كت و شلوار...!)
پارك نمودن هرگونه خودروي باري در روبروي خانه ممنوع ميباشـد. مگـر آنكه صاحب خودرو، خانه نداشـته باشـد، كه در اين صورت بلامانع است!
با شهرونداني كه با همراه داشـتن كمتر از 10 دلار به بازارچه شهر ميروند، برخورد خواهد شد!
زني كه در حمام بواسطه اسـتفاده از ظروف و مواد آرايش، دچار برقگرفتگي شـده و جان سپرده جريمه خواهد شد!
جورجيا:
بســتن زرافه به دسـتگاه تلفن عمومي و يا لامپ خيابان ممنوع است!
اگر چه انداختن آب دهان از اتومبيل سواري و يا اتوبوس به بيرون برخلاف موازين ميباشـد، ولي شهروندان اجازه دارند آب دهان خود را از خودروهاي باري به بيرون بياندازند!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
اگر شما هم مثل من عاشق سس ها هستید این اسلحه مخصوص شما طراحی شده است. میتوانید آن را با سس مورد علاقه ی خود پر کنید و سپس آن را به طرف غذا هدف گیری و شلیک نمایید.
من ترجیح میدهم موقع خوردن غذا دو تا از این تفنگ ها را مانند یک کابوی روی کمربند داشته باشم. با یکی خردل و با تفنگ دوم کچاپ شلیک کنم.
گلوله ی مورد علاقه ی شما چیست؟

طولاني ترين خيابان - تورنتو - كانادا

باريك ترين خيابان - كاستل تاون - انگلستان
بقیه ادامه مطلب
ادامه مطلب
طراح وب مورد نظر ما خودش را به خانه می رساند و بلافاصله سایتی دست و پا میکند به آدرس NYGirlOfMyDreams.com یا دختر نیویورکی رویاهای من! در سایت هم اطلاعاتی از قطار، ساعتی که این دختر را در آن دیده بوده است و همینطور اینکه او چه شکلی بوده است را می نویسد در آخر هم مقداری اطلاعات از خودش به همراه شماره تلفن و آدرس ایمیلش را میگذار تا شاید بتواند به وصال دوست برسد.

و البته ماجرا از همینجا شروع می شود و در کمتر از چند ساعت پاتریک با سیلی از ایمیلها و تلفن ها مواجه می شود، بر طبق نوشته ی "نیویورک پست" دختران بسیاری با پاتریک تماس گرفته اند و گفته اند که دختر مورد نظر وی نیستند ولی شیوه عشق ورزیدن او و صداقتش قابل تحسین است و حاضرند جای آن دختر را برای او پر کنند! ماجرا ادامه پیدا میکند تا اینکه سه شنبه شب پاتریک در همان وب سایت اعلام کرده است دختری که با نشانه های آن دختر مطابقت بسیاری داشته است را از طریق سایت مذکور یافته است، این دختر خانم که پاتریک را بیچاره خودش کرده است نامش Camille Hayton است اهل ملبورن استرالیا می باشد که در بروکلین زندگی می کند و در مجله ی BlackBook مشغول کارورزی است.
اما خوب پاتریک به دلایل شخصی فعلا نه جواب ایمیلهایش را میدهد نه جواب تلفنها را و البته روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی محلی که مشتاق مصاحبه با وی شده بوده اند را هم رد کرده است و در وب سایت دختر نیویورکی رویاهای من نوشته " بر خلاف همه ی کمدهای رومانتیک و آهنگهای پاپ بد، بایستی برای این یکی خودتان یک پایان بسازید!" و ظاهرا این وب سایت دیگر آپدیت نخواهد شد.
احیانا اگر دختر رویاهایتان را دیدید سعی کنید سریع عمل کنید که کارتان به اینجا ها نکشد :-)!

عنوان کتاب یکی از تهیه کنندگان برنامه های BBC است به نام «جسیکا ویلیامز» (Jessica Williams). ویلیامز در کتاب خود که می توان آن را اطلس مسائل حاد اجتماعی جهان محسوب کرد، اطلاعاتی دقیق را با زبان ساده در اختیار مخاطبانش قرار می دهد. اطلاعات ارائه شده در کتاب را تصاویر متنوعی نیز همراهی می کند. کتاب خانم ویلیامز به چند زبان ترجمه شده و ترجمه ترکی این کتاب توسط روزنامه حریت ترکیه در تاریخ 28 سپتامبر 2007 به صورت بخشی مستقل روی وب سایت این روزنامه قرار گرفته است. ترجمه حاضر از روی ترجمه ترکی انجام شده.
1) متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست.
2) در روسیه سالانه ...
2) در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند.
3) نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت 15 ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند.
4) یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
5) در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد.
6) آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد.
7) تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است.
8)81درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور آمریکا، چین و ایران به وقوع پیوسته. در نسخه چاپی به دلیل وجود نام ایران، اسامی کشورها را چاپ نکردیم و به جای آن نوشته شد: در سه کشور جهان.
9) اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد.
10) در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند.
11) در بیش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند. این بند در مجله چاپ نشد و به جای آن [...] گذاشتیم.
12) یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند.
13) 13 میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند.
14) در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود.
15) در هندوستان 44 میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند.
16) در کشوهای صنعتی روزانه 6تا7 کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود.
17) پردرآمدترین ورزشکار جهان، «تایگر وودز» گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد کسب می کند.
18) در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند.
19) در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، 67 هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره 125 نفر مشغول فعالیت هستند.
20) تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود.
21) از سال 1977 به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است.
22) تعداد کسانی که طاق های طلایی «مک دونالد» را می شناسند، بیشتر از افرادی است که با تاج خار مسیحیت آشنایی دارند.
23) در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود.
24) رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد.
25) یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند.
26) در بیش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد.
27) هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند.
28) احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی 33 درصد می باشد.
29) یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد.
30) احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد.
31) 82 درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
32) 70درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند.
33) یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد.
34) در قاره آفریقا 30 میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند.
35) هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد.
36) تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند.
37) در آمریکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند.
38) در جهان حداقل 300 هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد.
39) هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند.
40) در نبردهای مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند.
41) در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 میلیون نفر شرکت کردند، در حالیکه همان سال و در جریان نخستین دور انتخاب Pop Idol انگلستان 32 میلیون انگلیسی رای دادند.
42) ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود.
43) هزینه تسلیحاتی آمریکا 33 برابر بیشتر از هفت دولتی است که کاخ سفید آنها را با لقب «دولت های قلدر» معرفی می کند.
44) در دنیا 27 میلیون برده وجود دارد.
45) آمریکایی ها در هر ساعت 5/2 میلیون عدد بطری پلاستیکی را به جمع زباله ها اضافه می کنند. یعنی در عرض سه هفته می توان با روی هم گذاشتن این بطری ها با خطی پلاستیکی کره زمین را به کره ماه متصل کرد.
46) هر انگلیسی روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد.
47) 120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند.
48) هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند.
49) بدهی آمریکا به سازمان ملل متحد از مرز یک میلیارد دلار گذشته است.
50) احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد.
اين نميشود كه ما مرتب بشنويم آمريكا ميخواهد به ايران حمله كند. يك بار هم كه شده ما آنها را تهديد به جنگ و خشونت كنيم ببينيم مزهي خودابرقدرتبيني چطور است!؟ حالا اينها در قالب لفاظي و تهديد و تنها براي ترساندن است ما هم فرض كنيم با اين جملات و كلمات كه هر روز ميشنويم در دل مردم و شهروندان آمريكايي وحشت ايجاد كنيم. مسلماً از اين سياستهاي خط و نشان كشيدن براي جنگ تنها ملتهاي دو كشور و بسياري كشورهاي ديگر ضرر خواهند كرد. جنگهايي اين گونه، زيان آن دوطرفه است و هيچ وقت پيروز قاطعي ندارد. به همين سادگي و نيز به همين خوشمزگي، يا چه چيزهايي متصور است:
- مذاكره با بخشي از القاعده و ساير گروههاي تندروي اسلامي و توافق براي همكاري در حملات ايذايي و انتحاري عليه اهدافي در خاك آمريكا و اروپا. مسلماً اتحاديه اروپا از حمله به ايران بيشترين صدمه را خواهد خورد و البته به نفع چين و روسيه خواهد بود.
- سازماندهي گروههايي در خاك آمريكا جهت حمله به تاسيسات، مراكز مهم و ترور اشخاص برجسته دولت آمريكا كه اقدامات حفاظتي از آنها ميلياردها دلار هزينه در برخواهد داشت.
- سازماندهي و تقويت شاخهي نظامي حزبالله و ساير گروههاي فلسطيني و لبناني كارآزموده در حملات چريكي به منافع و اهداف خاص و ترور اشخاص برجسته آمريكايي در مناطق مختلف جهان
- حملات مكرر به سفارتخانهها و ساير مراكز دولتي آمريكا در سراسر جهان و نيز سفارت كشورهاي اروپايي هم پيمان
- آموزش و سوق دادن نيروهاي ارتش و سپاه از جنگ كلاسيك به جنگ چريكي و ايجاد گردانهاي متعدد براي جنگهاي نامنظم
- حملات چريكي به پايگاههاي آمريكايي در خاك افغانستان، عراق و تركيه
- خروج كامل از سازمان ملل و عدم پايبندي به مقررات و معاهدات بينالمللي
- تقويت و آموزش سازمانها و گروههاي مخالف در عراق، لبنان، سوريه به عنوان لژيونرهاي جنگ جديد با آمريكا
- ايجاد ناامني و وحشت براي شهروندان آمريكايي در سراسر جهان با ترورهاي برنامهريزي شده و بمبگذاريهاي متعدد در سراسر آمريكاي شمالي و ساير نقاط جهان
- مينگذاري آبهاي خليج فارس و بستن تنگه هرمز و حملات ايذايي به سكوهاي نفتي و پالايشگاهها و خطوط گاز و نفت كشورهاي همسايه نظير عراق، كويت و عربستان جهت بالا بردن هر چه بيشتر قيمت نفت
- برپايي و هدايت راهپيماييهاي عظيم ضدجنگ در خاك اروپا و آمريكا با حضور مخالفان و نيز خانوادههاي آمريكايي قربانيان جنگهاي اخير
- تقويت و مذاكره با رسانههاي بينالمللي همسو مانند برخي شبكههاي ماهوارهاي و مطبوعات جهت پاتك رسانهاي
- جلب همكاري مخالفان جهانيسازي، مخالفان سلاحهاي هستهاي، مخالفان جنگ، مخالفان آلودگي محيط زيست و در كل مخالفان آمريكا و گروههاي چپگرا و اسلامگرا جهت حملات تبليغاتي مداوم
- تبليغات وسيع در جهان اسلام، بنيادگرايان و گروههاي تندروي اسلامي عليه آمريكا و تشديد فضاي ضدآمريكايي
- تبليغات رواني مكرر در مورد حمله نيروهاي آمريكا به غيرنظاميان و كودكان و بمباران مناطق مسكوني
- جلب همكاري كشورهاي همپيمان يا در ضديت با آمريكا براي كمكهاي نظامي و تسليحاتي
- ايجاد جو ضدآمريكايي در آمريكاي لاتين از طريق همپيمانان فعلي
- و گزينههاي بسيار ديگر كه بشر كينهتوز و جنگافروز و انتقامجو و استراتژيستهاي جنگ به راحتي ميتوانند آن را به كار ببرند.
- يك كار ديگر هم ميشود كرد: بهترين دفاع حمله است. وقتي تهديدات مقامات آمريكايي به اوج خود ميرسد ميتوان ترتيب چند حمله كوچك و بزرگ در خاك آمريكا و برخي منافع آن در سراسر جهان را داد تا از درون با آن درگير شده و دچار فرسايش و ناامني شوند. از قرار معلوم برخي مقامات جنگطلب آمريكا از 11 سپتامبر آنچنان كه بايد عبرت نگرفتهاند و شهروندان آمريكايي نيز همچنان ماليات ميدهند كه جنازهي فرزندانشان را از خاورميانه بازگردانند.
اين دورنمايي از آيندهي ويران دو كشور است و جنگ آيندهاي كه اين چنين به راه بيفتد جنگ صليبي خونين و كثيفي خواهد بود كه از گذشت و نجابت ريچارد شيردل و صلاحالدين ايوبي در آن خبري نخواهد بود!
با همهي اينها، صلح و مذاكره و لغو تحريمها عليه ايران و روشهاي مسالمتجويانهاي جز جنگ و تحريم هم روش متمدنانه و بهتري است. آمريكا نيز متعلق به ما و تمام كشورهاي دنياست. آمريكا را ملتهاي سراسر جهان از جمله ايرانيان ساختهاند و نه حكومت جنگطلب فعلي آن. دشمني دولتهاي دو كشور نيز دليل دشمني ملتهاي آنها نيست. ميماند تا انتخابات 2008 تا سيارهي زمين براي هميشه از شر وجود دار و دستهي بوش خلاص شود و انسانهاي ساكن زمين نفس راحتي بكشند. بگذاريم مردم ايران نيز خود سرنوشتشان را تعيين كنند.

افقی در شکل زیر موازیند در حالی که این طور به نظر نمی رسد!!

به نظر می رسد از راست به چپ قد سربازها کوتاه تر می شود در حالی که این طور نیست و قد همگی برابر است!!!!!

س زير به نظر ميرسد دايره وسط سمت چپ بزرگتر از دايره وسط سمت راست باشد اما اين طور نيست و با هم برابرند!!!

براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زیر خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت


Car Shoes

The Barber

The Avenue of the Opera

A Curiosity
I wonder if the "curiosity" referred to is the horse as an uncommon means of transportation, or the extinction of all animals as referenced in the 1900 Ladies' Home Journal article we looked at a while back.

The Electric Train From Paris to Beijing

A Rescue

Speak to the Caretaker
This image clearly takes its inspiration from another French futurist, Albert Robida, and his book The Twentieth Century.

One For the Road

Building Site

At School

به نظر شما این که کناره این خانومه هست چیه؟![]()
![]()
جوابش توی ادامه مطلب هست
ادامه مطلب
جماعت گردو ها مثل ما ادم ها بر سه نوع اند ، يا پر مغز و مفید اند يا مغز دارند ولي مغزشان سياه و خشکیده است يا اصلا پوکند و مغز ندارند . فقط فرقشان با ما این است که تعداد گردو های پر مغز و مفید از آن دو گروه دیگر همیشه بیشتر است ولی میان ما ادم ها قضیه بر عکس است ...
از دیگر کاربرد های گردو آن است که دست بعضی ها در پوستش میماند ! یا این که میگویند : هر گردی گردو نمیشه و یا بر و بچ میگن حسنی رفته به اردو برای نصف گردو ؟!! و شیخ سخن هم میفرمایند :
پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است
تربیت نا اهل را چون گردکان(گردو)بر گنبد است
مونیخ

تهران

بقیه عکس ها ادامه مطلب
ادامه مطلب
2- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.
3- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.
3- عدم محصول ارجاعی: در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به فیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!
4-واسطه گری به جای تولید: در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!
5-مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.
6-فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.
7- بازار دائمی: نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.
8-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.
9- شما فقط میوه را می فروشید: در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و ... اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.
10- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!
11- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.
12-آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ....؟
13-دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.
14- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا ... اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،... همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!
15- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.
ادامه مطلب


شغلهاي زياد و جالبي داشته از جمله جداکردن تخم مرغها در مزرعه ها... سه فرزند داره و تعدادي نوه... داستانهاي بيشماري براي بازگو کردن در وبلاگش (بنام: همه چيز در باره آليو) به آدرس http://www.allaboutolive.com.au داره... البته چيزي از کامپيوتر نميدونه و حرفهاش را دوستانش براش در وبلاگش تايپ مي کنند. خودش فکر نمي کرد که هزاران خواننده داشته باشه ولي اخيرا تلويزيون استراليا و سايت يوتيوب و سايت تکنوراتي مطالب مهمي در باره اش منتشر کردهاند. مطالب وبلاگش پر از عکس و لينکهايي به تعدادي وبلاگنويس سالمند است. قادر به تلفظ صحيح کلمه بلاگ نيست و به وبلاگ ميگه بلاب (blob) و از دوازده سالگي (عکس ۱۲ سالگيش را داخل کادر عکس بزرگتر ميبينيد) شيطون و فعال بوده......در سايت يوتيوب هم يک ويدئويي درباره خانم رايلي هست: www.youtube.com/watch?v=2oaNEt1Q-YU تلويزيون ABC استراليا هم فيلمي مستند با شرکت او ساخته که در اين فيلم به فضا و دوران کودکيش ميره... از: اکبر شيخ زاده-تورنتو ، منبع: ديلي تلگراف

.jpg)





































